خرید بک لینک

اِمروز ناراحت بود. حرف نمیزد. نمیخندید. نظر نمیداد. نیومد خرید. خوشحال نشد از خرید ها ـم. و میدونی چیه؟ قلبَم بدجور میزنه.

اونقَد عجیبه پدَر که زبانِ آدمیزاد بسته میشه موقع حرف زدن ازَش. منِ دختَرِ بابا. منِ تَه تغاری. منِ ناراحت از اینکه خب چرا ناراحتی بابای مثلِ حبّه قندِ من؟

اوم؟ ):

برچسب: من حبه قند توام,من حبه قند کوچکی بودم که, نویسنده: آرین صالح‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 0:29

صفحه بندی