حال و روز دوتایی مون خوبه. میخندیم. شوخی میکنیم. دوستم داره. همیشه داشته. اصلا مگه میشه نداشته باشه. چه حرفا!
[منِ خندون از ذوق] [منِ درحالِ فکر کردن به اینکه باید از شیرین ترین مامانِ دنیاهم بنویسم] [منِ درحال فکر کردن به اینکه همین که نوشتم کفایت میکنه که بفهمید رو لبم خندس یا بیشتر باید بگم براتون؟] [منِ درحالِ خندیدنِ بیشتر]
برچسب: من حبه قند توام,من حبه قند کوچکی بودم که,
نویسنده: آرین صالحپور