Flying Mind :)

متن مرتبط با «من حبه قند توام» در سایت Flying Mind :) نوشته شده است

حبّه قندِ من [قسمتِ سِوم]

  • نیلوبلاگ

    حال و روز دوتایی مون خوبه. میخندیم. شوخی میکنیم. دوستم داره. همیشه داشته. اصلا مگه میشه نداشته باشه. چه حرفا! [منِ خندون از ذوق] [منِ درحالِ فکر کردن به اینکه باید از شیرین ترین مامانِ دنیاهم بنویسم] [منِ درحال فکر کردن به اینکه همین که نوشتم کفایت میکنه که بفهمید رو لبم خندس یا بیشتر باید بگم براتون؟] [منِ درحالِ خندیدنِ بیشتر] ...

    ادامه مطلب
  • حبّه قندِ من [قسمتِ اوَل]

  • نیلوبلاگ

    اِمروز ناراحت بود. حرف نمیزد. نمیخندید. نظر نمیداد. نیومد خرید. خوشحال نشد از خرید ها ـم. و میدونی چیه؟ قلبَم بدجور میزنه. اونقَد عجیبه پدَر که زبانِ آدمیزاد بسته میشه موقع حرف زدن ازَش. منِ دختَرِ بابا. منِ تَه تغاری. منِ ناراحت از اینکه خب چرا ناراحتی بابای مثلِ حبّه قندِ من؟ اوم؟ ): ...

    ادامه مطلب
  • حبّه قندِ من [قسمتِ دُوم]

  • نیلوبلاگ

    [در حالِ رانندگی و من صندلی عقب] : ازت راضی نیستم. [ترسیدم.اما منِ مغرور] : هه. ...

    ادامه مطلب